نمی دانم در فکرم چیست؟
در پی آن پیاله ام ...
در پی آن دمم که ریه ام را از آن پر بکنم ...
چشمانم را به رویش ببندم و هوایش را در آغوش کشم ..
صورتم را و لبم را به لبش بگذارم . .
و همین حال , همین حال , جرعه ای , جرعه ای در نکشیده ...
زبویش, درهوایش , برکنارش ...
به پایان برسم . .
تا که آغاز شوم.