+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 7:46  توسط گاگ
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 14:17  توسط گاگ
|
رو به کویر ایستاد
چشماشو بست
شروع کرد به داد زدن
تا حالا هیچ بوته خاری تو اون کویر خون نخورده بود
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:25  توسط گاگ
|
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 8:2  توسط گاگ
|