تبليغاتX
گاگول دونی
گاگولگاه ادب و پرت و پلا
روبروش وایساد
تو چشماش زل زد
یه ضربه بهش زد
نگاهش پر خون شد
آینه شکست.


- سلام
- به سلام چطوری؟ چه عجب یادی از ما کردی؟
- ناراحتی برم!
- برو! منت سرم می ذاره!
- ناراحت نشو بابا غلط کردم! حالا اینم نازک دل شده واسه ما
- باشه بمون!! کجا بودی این مدت؟
- همچین میگه انگار خودش نمی دونه
- حالا نمیشه خودت بگی؟
- باشه بابا میگم
- بگو
- چیو؟
- به! حال منئ باش نشستم پای حرف تو!
- آخه شمپیت! چن بار بهت بگم پای حرفی بشین که ارزش داشته باشه!
- راس میگی. واسه همین تصمیم گرفتم دیگه درباره خودم حرف نزنم!
- ایول. دمت غیژ. برو دارمت!
- حالا فهمیدی چرا ساکت بودم؟
- مگه تو تا حالا تو زندگیت ساکت بودی؟
- لیاقت نداری آدم دو کلمه باهات حرف بزنه!
- برو بابا! نازک نارنجی! انگار کیه! تا یه چیزی میگی شاک میزنه
- باشه میرم.
- برو به سماور.
- به سماوریدش هش زار گرونتره!
- بسه دیگه ور نزن
- باشه
- خودافز
- خودافز

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 23:54  توسط گاگ  |