تبليغاتX
گاگول دونی
گاگولگاه ادب و پرت و پلا
سیه گیسو
شعله های سیاه چشمانت
چنان گداخت مرا
که تاب برنیارم دیگر
سوسوی هیچ نگاهی را
دنیای بی تابوت چه زشت است
اگر تابوت نباشد
کیست که من را می برد
به آنجا که بازگشتی ازو نیست؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 0:9  توسط گاگ  | 

دکارت گفت : می اندیشم پس هستم.
کامو گفت : عصیان می کنم پس هستم.
من می گم : می میرم پس هستم.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 22:53  توسط گاگ  | 

-حرفات بوی کپک میده
-خودمم همینطور
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 23:27  توسط گاگ  | 

میدونست که از شنیدن خبر مرگش خوشحال میشه.
برای آخرین بار تو زندگیش خوشحالش کرد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 22:4  توسط گاگ  |